![]() |
![]() |
|
| یادداشتهای شخخصی |
|
تو به من خندیدی و نمی دانستی من به دلهره از باغچه
همسایه سیب را
دزدیدم باغبان از پی من تند
دوید سیب را در دست تو دید
غضب آلوده به من کرد
نگاه سیب دندانزده از دست تو
افتاد به خاک و تو رفتی و
هنوز، سالهاست که در گوش من
آرام،
آرام خش خش گام تو
تکرارکنان، می دهد
آزارم و من اندیشه
کنان غرق این
پندارم، _که
چرا،
_خانه کوچک ما سیب نداشت. ............................................................................. حمید مصدق ![]() |
|
+ نوشته شده در
شنبه 7 آبان1384ساعت 17:0 توسط محمد |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
|
| نوشته های پیشین |
|
اسفند 1384 آذر 1384 آبان 1384 |
| پیوندها |
|
طــــــــا هــــــا اساتید طنین بچه های کامپیوتر82 بوعلی |
|
RSS
|